آزموني براي تعيين تيپ شخصيت شما
انواع و اقسام پرسشنامههاي شخصيتي معتبر وجود دارند که ميتوانند تهوتوي شخصيت شما را بريزند روي کاغذ و شما را در شناخت بهتر خودتان ياري دهند. اما جالبي پرسشنامهي زير به اين است که علاوه بر رو کردن برخي ويژگيهاي شخصيتي شما، ميتواند پيشبيني کند که آيا شما مستعد بيماريهاي قلبي هستيد يا نه! چرا؟ اول تست را بزنيد؛ تا بعد!
کافي است در مقابل هر يک از 25 عبارتي که در زير ميخوانيد، موافقت يا مخالفت خودتان را با «بله/خير» مشخص کنيد. تا جايي که ميتوانيد، از «نميدانم» اجتناب کنيد. ناسلامتي شما ميخواهيد شخصيت خودتان را بشناسيد!
1. آيا در مکالمات روزمرهي خود روي برخي کلمات تاکيد ميکنيد؟
بلي خير نميدانم
2. آيا سريع غذا ميخوريد و سريع حرف ميزنيد؟
بلي خير نميدانم
3. به نظر شما بايد به کودکان آموزش داد تا هميشه بهترين باشند؟
بلي خير نميدانم
4. آيا وقتي کسي کند و آهسته کار ميکند، بيحوصلگي نشان ميدهيد؟
بلي خير نميدانم
5. آيا وقتي ديگران حرف ميزنند، آنها را وادار به تند حرف زدن ميکنيد؟
بلي خير نميدانم
6.آيا وقتي احساس ميکنيد محدود شدهايد يا بايد در رستوران، منتظر خاليشدن ميز باشيد، از فرط عصبانيت ديوانه ميشويد
بلي خير نميدانم
7. آيا وقتي کسي براي شما حرف ميزند، همچنان افکار شخصي خودتان را دنبال ميکنيد؟
بلي خير نميدانم
8. آيا سعي ميکنيد در حال اصلاح صورت يا آرايش، صبحانه هم بخوريد؟
بلي خير نميدانم
9. آيا اتفاق ميافتد که در تعطيلات نوروزي يا تابستاني کار کنيد؟
بلي خير نميدانم
10. آيا هميشه مباحث مربوط به موضوعات مورد علاقهي خودتان را دنبال ميکنيد؟
بلي خير نميدانم
11. آيا اگر وقتگذراني کنيد، خودتان را گنهکار ميدانيد؟
بلي خير نميدانم
12. آيا آن قدر مشغول کار هستيد که متوجه اطراف خودتان يا مثلا متوجه تغيير دکوراسيون خانه نميشويد؟
بلي خير نميدانم
13. آيا با ماديات بيشتر از مسايل اجتماعي درگير هستيد؟
بلي خير نميدانم
14. آيا سعي ميکنيد فعاليتهاي خود را در کمترين زمان برنامهريزي کنيد؟
بلي خير نميدانم
15. آيا هميشه بهموقع سر قرار حاضر ميشويد؟
بلي خير نميدانم
16. آيا اتفاق افتاده است که براي بيان نظر خودتان مشت گره کنيد يا مشت بزنيد؟
بلي خير نميدانم
17. آيا موفقيتهاي خود را به توانايي سريع کار کردنتان نسبت ميدهيد؟
بلي خير نميدانم
18. آيا احساس ميکنيد کارها بايد همين حالا و خيلي سريع انجام گيرد؟
بلي خير نميدانم
19. آيا براي انجامدادن کارهاي خود، هميشه سعي ميکنيد ابزارهايي را به کار ببريد که بيشترين بازده را دارند؟
بلي خير نميدانم
20. آيا هنگام بازي، آنچه برايتان بيش از هر چير ديگري اهميت دارد، اين است که برنده بازي باشيد؟
بلي خير نميدانم
21. آيا معمولا حرف ديگران قطع ميکنيد؟
بلي خير نميدانم
22. آيا وقتي ديگران تاخير ميکنند، عصباني ميشويد؟
بلي خير نميدانم
23. آيا پس از غذا خوردن بلافاصله از سر ميز يا از سر سفره بلند ميشويد؟
بلي خير نميدانم
24. آيا هميشه احساس ميکنيد عجله داريد؟
بلي خير نميدانم
25. آيا از عملکرد فعلي خود ناراضي هستيد؟
بلي خير نميدانم
تفسير آزمون
حالا با توجه به جدول ذيل نوع شخصيت خود را پيدا کنيد.
|
تعداد بله
|
تيپ شخصيتي
|
ويژگيهاي اخلاقي
|
نکته
|
|
بيشتر از 20
|
A
|
خيلي مبارزهجو، رقابتطلب، بيحوصله، پرخاشگر، خصومتجو، تحمل نداريد ديگري کار شما را انجام دهد، حاضر به مشاوره نيستيد
|
مستعد بيماري قلبي و عروقي
|
|
کمتر از 5
|
B
|
آرام، آسانگير، کيفيت زندگي براي شما مهمتر از کميت آن است
|
در معرض بيماري قلبي نيستيد
|
|
20-13
|
متمايل به تيپ A
|
|
|
|
13-5
|
متمايل به تيپ B
|
|
|
اين را هم درگوشي از ما داشته باشيد که اگر شما مثل آدمهاي تيپ A فکر ميکنيد اما مثل افراد تيپ B رفتار ميکنيد، روانشناسان به شما ميگويند تيپC . يعني اينکه شما دوست داريد مثل تيپ A رفتار کنيد اما حرص ميخوريد و به قول معروف، ميريزيد توي خودتان. شما مستعد بيماري سرطانيد. پس بهتر است شما هم سري به يک روانشناس بزنيد.
پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.
تصاوير مرتبط با مطلب 1
تصاوير مرتبط با مطلب 2
مردی که همسرش را از دست داده بود دختر سه ساله اش را بسیــار دوست می داشت
دخترک به بیماری سختی مبتلا شد
پدر به هر دری زد تا کودک سلامتی اش را دوباره بدست بیاورد، هرچه پول داشت برای درمان او خرج کرد
ولی بیماری جان دخترک را گرفت و او مرد...
پدر در خانه اش را بست و گوشه گیر شد. با هیچکس صحبت نمی کرد
سرکار نمی رفت. دوستان و آشنایانش خیلی سعی کردند تا او را به زندگی عادی برگردانند
ولی موفق نشدند. شبی پدر رویای عجیبی دید، دید که در بهشت است
و صف منظمی از فرشتگان کوچک در جاده ای طلایی به سوی کاخی مجلل در حرکت هستند
همه فرشته های کوچک در حال شادی بودنند .
هر فرشته شمعی در دست داشت و شمع همه فرشتگان به جز یکی روشن بود
مرد جلوتر رفت و دید فرشته ای که شمعش خاموش است، همان دختر خودش است
پدر فرشته غمگینش را در آغوش گرفت و او را نوازش داد
از او پرسید : دلبندم، چرا غمگینی؟ چرا شمع تو خاموش است؟
دخترک به پدرش گفت: باباجان، هر وقت شمع من روشن می شود، اشکهای تو آن را خاموش می کند و
هر وقت تو دلتنگ می شوی، من هم غمگین می شوم هر وقت تو گوشه گیر می شوی من نیز گوشه
گیر می شوم نمی توانم همانند بقیه شاد باشم .
پدر در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، از خواب پرید.
اشکهایش را پاک کرد، ناراحتی و غم را رها کرد و به زندگی عادی خود بازگشت.
نظر شما درباره اين داستان قشنگ چيست ؟
فراموش نکنید که لازم نیست حتما منتظر موقعیت و اتفاق خاصی برای هدیه گل به کسانی که دوستشان دارید باشید، در حقیقت گل هدیه ایست که اگر به صورت غیر منتظره تقدیم شود ارزش بیشتری دارد.
● معنی تعداد شاخه گلها بصورت کلی در یک دسته
- ۱ شاخه گل نشانه توجه یک فرد به طرف مقابل
- ۳ شاخه گل نشانه احترام به طرف مقابل
- ۵ شاخه گل نشانه علاقه و محبت به طرف مقابل
- ۷ شاخه گل نشانه عشق
● معنی تعداد شاخه گل های رز در یک دسته
- ۱ شاخه رز : یک احساس عاشقانه فقط برای تو
- ۳ شاخه رز: دوستت دارم
- ۵ شاخه رز: بی نهایت دوستت دارم
- ۱۲ شاخه رز : عشق ما به یک عشق دو طرفه تبدیل شده است
- ۳۶ شاخه رز : احساس وابستگی رمانتیک
- ۹۹ شاخه رز : عشق من برای تو جاودانه و تا ابد می باشد.
- ۳۶۵ شاخه رز : هر روز سال به تو می اندیشم و دوستت دارم.
- همچنین ۱۰ شاخه گل لاله عمومآ به نشانه یک عشق بی نظیر است بکار برده می شود.
● معنی رنگ رزها
- رز قرمز : رز قرمز کم رنگ به نشانه " دوستت دارم" می باشد و رز قرمز پر رنگ به معنی زیبایی بی انتهاست.
- رز زرد : امروزه رز زرد به معنی شادی و خوشحالی می باشد ولی در گذشته این رنگ رز معنی کاهش میزان علاقه و وفاداری را داشت.
- رز سفید : رز سفید به معنی عشق روحانی و پاک است و در دسته گل عروس به معنی احساس عاشقانه شادی آور می باشد.
- رز ارغوانی : این رز به معنی تمایل و اشتیاق فرد به طرف مقابل است.
و رز نارنجی به معنی "من فریفته و دلباخته تو هستم" می باشد.
- رز معطر : بدین معنی است که عشق در نگاه اول بوجود آمده است.
- رز صورتی : رز صورتی کم رنگ به معنی تحسین ، ستایش ، وقار و شایستگی و زیبایی می باشد و رز صورتی پر رنگ به معنی تشکر از طرف مقابل است.
- به طور کلی تمام رزهای کم رنگ به معنی دوستی با طرف مقابل می باشند.
● ترکیب رنگهای مختلف رز در یک دسته گل
- ترکیب رز زرد و قرمز در یک دسته گل به معنی" تبریک " در هر مناسبتی می باشد.
- ترکیب رز زرد و نارنجی در یک دسته گل به معنی علاقه زیاد به طرف مقابل است.
- ترکیب رز قرمز و سفید به معنی یگانگی و اتحاد با طرف مقابل می باشد.
- بابا! يك سوال از شما بپرسم ؟؟
- بله، حتماً! چه سوالي ؟
- بابا شما براي هر ساعت كاري چقدر ول ميگيريد ؟ مرد با عصبانيت پاسخ داد:
(( اين به تو ربطي ندارد. چرا چنين سوالي مي كني؟))
- فقط مي خواهم بدانم ، بگوييد براي هر ساعت كار چقدر پول ميگيريد؟
- اگر بايد بداني خوب مي گويم، 20دلار!
- پسر كوچك دار حال كه سرش پايين بود آه كشيد ، سپس به پدرش نگاه كرد و گفت : (( ميشود 10 دلار به من قرض بدهيد؟))
- مرد بيشتر عصباني شد و گفت : اگر دليلت براي پرسيدن اين سوال فقط اين بود كه پولي براي يك اسباب بازي بي فايده از من بگيري سريع به اتاقت برو، فكر كن و ببين كه چرا انقدر خودخواه هستي .
من هر روز ، سخت كار ميكنم و براي چنين رفتارهاي كودكانه اي وقت ندارم ..!
مرد نشست و باز هم عصباني تر شد : چطور به خودش اجازه ميدهد براي گرفتن پول ، چنين سوالي از من بپرسد؟
بعد از حدود 1ساعت مرد آرامتر شد و فكر كرد شايد با پسر كوچكش خيلي تند و خشن رفتار كرده است .
شايد واقعاً چيزي بوده كه او براي خريدش به 10 دلار نياز داشته است!
بخصوص اينكه خيلي كم پيش مي آمد پسرك از پدرش در خواست پول كنئ. مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز كرد.
- خواب هستي پسرم؟
- نه پدر ، بيدارم!
- فكر كردم شايد باتو خشن رفتار كرده ام ، امروز كارم سخت و طولاني بود و همه ناراحتي هايم را سر تو خالي كردم . بيا اين 10 دلاري كه خواسته بودي.
پسر كوچولو نشست، خنديد و فرياد زد :
(( متشكرم بابا!)) بعد دستش را به زير بالشش برد و چند اسكناس مچاله درآورد!
مرد وقتي ديد كه پسر كوچولو خودش هم پول داشته است ، دوباره عصباني شد و با فرياد گفت:
(( با اينه خودت پول داشتي ، چرا باز هم پول خواستي؟
پسر كوچولو پاسخ داد براي اينكه پولم كافي نبود ، ولي الان هست . حالا من 20 دلار دارم.
مي توانم 1 ساعت از كار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بياييد؟ دوسن دارم با شما شام بخورم ...))
من خودم وقتی این داستانو خوندم گریه کردم حتما این داستانو بخونید خیلی تکون دهندست...
my mother only had one eye; i hated her.. she was such an embarrassment
مادر من فقط يك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون هميشه مايه خجالت من بود
She cooked for students & teachers to support the family
اون براي امرار معاش خانواده براي معلم ها و بچه مدرسه اي ها غذا مي پخت
There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me
يك روز اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره
I was so embarrassed.
How could she do this to me?
خيلي خجالت كشيدم . آخه اون چطور تونست اين كار رو بامن بكنه ؟
I ignored her, threw her a hateful look and ran out
به روي خودم نياوردم ، فقط با تنفر بهش يه نگاه كردم وفورا از اونجا دور شدم
The next day at school one of my classmates said
"EEEE, your mom only has one eye!“
روز بعد يكي از همكلاسي ها منو مسخره كرد و گفت هووو .. مامان تو فقط يك چشم داره
I wanted to bury myself
I also wanted my mom to just disappear
فقط دلم ميخواست يك جوري خودم رو گم و گور كنم . كاش زمين دهن وا ميكرد و منو ..
كاش مادرم يه جوري گم و گور ميشد...
So I confronted her that day and said, " If you're only gonna make me a laughing stock, why don't you just die?!!!
"روز بعد بهش گفتم اگه واقعا ميخواي منو شاد و خوشحال كني چرا نمي ميري ؟
My mom did not respond...
اون هيچ جوابي نداد....
I didn't even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger
حتي يك لحظه هم راجع به حرفي كه زدم فكر نكردم ، چون خيلي عصباني بودم
I was oblivious to her feelings
احساسات اون براي من هيچ اهميتي نداشت
I wanted out of that house, and have nothing to do with her
دلم ميخواست از اون خونه برم و ديگه هيچ كاري با اون نداشته باشم
So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study
سخت درس خوندم و موفق شدم براي ادامه تحصيل به سنگاپور برم
Then, I got married
I bought a house of my own
I had kids of my own
اونجا ازدواج كردم ، واسه خودم خونه خريدم ، زن و بچه و زندگي...
I was happy with my life, my kids and the comforts
از زندگي ، بچه ها و آسايشي كه داشتم خوشحال بودم
Then one day, my mother came to visit me
تا اينكه يه روز مادرم اومد به ديدن من
She hadn't seen me in years and she didn't even meet her grandchildren
اون سالها منو نديده بود و همينطور نوه ها شو
When she stood by the door, my children laughed at her, and I yelled at her for coming over uninvited
وقتي ايستاده بود دم در بچه ها به اون خنديدند و من سرش داد كشيدم كه چرا خودش رو
دعوت كرده كه بياد اينجا ، اونم بي خبر
I screamed at her, "How dare you come to my house and scare my children!"
GET OUT OF HERE! NOW!!!“
سرش داد زدم “: چطور جرات كردي بياي به خونه من و بجه ها رو بترسوني؟!”
گم شو از اينجا! همين حالا
And to this, my mother quietly answered, "Oh, I'm so sorry. I may have gotten the wrong address," and she disappeared out
of sight
اون به آرامي جواب داد : “ اوه خيلي معذرت ميخوام مثل اينكه آدرس رو عوضي
اومدم “ و بعد فورا رفت واز نظر ناپديد شد
One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore
يك روز يك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور براي شركت درجشن تجديد ديدار
دانش آموزان مدرسه
So I lied to my wife that I was going on a business trip
ولي من به همسرم به دروغ گفتم كه به يك سفر كاري ميرم
After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity
بعد از مراسم ، رفتم به اون كلبه قديمي خودمون ؛ البته فقط از روي كنجكاوي
My neighbors said that she died
همسايه ها گفتن كه اون مرده
I did not shed a single tear
ولي من حتي يك قطره اشك هم نريختم
They handed me a letter that she had wanted me to have
اونا يك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن
"My dearest son,
I think of you all the time. I'm sorry that I came to Singapore and scared your children
اي عزيزترين پسر من ، من هميشه به فكر تو بوده ام ، منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم ،
I was so glad when I heard you were coming for the reunion
خيلي خوشحال شدم وقتي شنيدم داري ميآي اينجا
But I may not be able to even get out of bed to see you
ولي من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بيام تورو ببينم
I'm sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up
وقتي داشتي بزرگ ميشدي از اينكه دائم باعث خجالت تو شدم خيلي متاسفم
You see........when you were very little, you got into an accident, and lost your eye
آخه ميدوني ... وقتي تو خيلي كوچيك بودي تو يه تصادف يك چشمت رو از
دست دادي
As a mother, I couldn't stand watching you having to grow up with one eye
به عنوان يك مادر نمي تونستم تحمل كنم و ببينم كه تو داري بزرگ ميشي با يك چشم
So I gave you mine
بنابراين چشم خودم رو دادم به تو
I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me, in my place, with that eye
براي من اقتخار بود كه پسرم ميتونست با اون چشم به جاي من دنياي جديد رو بطور كامل ببينه
With my love to you
با همه عشق و علاقه من به تو
Your mother
مادرت

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند يک هفته قبل از امتحان پايان ترم به
مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي
به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاريخ امتحان اشتباه کرده اند و به جاي
سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا
کنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند.
آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم که در راه برگشت لاستيک
خودرومان پنچر شد و از آنجايي که زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم کسي
را گير بياوريم و از او کمک بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه
رسيديم.».....استاد فکري کرد و پذيرفت که آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار
دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به
هر يک ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست که شروع کنند....آنها به اولين مسأله
نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ
دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند که
سوال اين بود: «کدام لاستيک پنچر شده بود؟.......!»
کساني که به طرف عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند ،انسانهاي منطقي هستند .
کساني که بر عکس عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند ،دير منطق را قبول مي کنند و معمولاً غير منطقي هستند .
کساني که از خطوط عمودي استفاده مي کنند لجاجت و پافشاري در امور دارند .
کساني که از خطوط افقي استفاده مي کنند انسانهاي منظمي هستند .
کساني که با فشارامضاء مي کنند ، در کودکي سختي کشيده اند .
کساني که پيچيده امضاء مي کنند آدمهاي شکاکي هستند .
کساني که در امضاي خود اسم و فاميل مي نويسند خودشان را در فاميل برتر مي دانند.
کساني که در امضاي خود فاميل مي نويسند داراي منزلت هستند .
کساني که اسمشان را مي نويسند و روي اسمشان خط مي زننداحتمالاً شخصيت خود را نشناخته اند.
کساني که به حالت دايره و بيضي امضاء مي کنند ، کساني هستند که مي خواهند به قله برسند

